چکیده
این مقاله با بهکارگیری چارچوب نظریه نهادگرایی اقتصادی و مفهوم «وابستگی مسیر»، به تحلیل همزیستی پایدار نظام بانکی ایران با تورم مزمن میپردازد. استدلال مقاله این است که نظام بانکی نهتنها قربانی تورم نیست، بلکه به لطف انباشت «مزیت نهادی» در طول زمان، به بازیگری تبدیل شده که تورم را به منبع سود و بقای خود تبدیل کرده است. این مزیت از طریق ساختار مالکیت، رابطه غیرمستقل با بانک مرکزی و قوانین تنظیمشده حاصل شده است. مقاله با افزودن تحلیل «انتخاب در تقاطعهای تاریخی» نشان میدهد که پایداری این رابطه، نتیجه یک جبر صرف نیست، بلکه حاصل انتخابهای آگاهانه و مکرر تصمیمگیران در مواجهه با بحرانها است. در هر تقاطع، گزینههای مبتنی بر انضباط مالی و ساختارسازی به دلیل هزینه سیاسی و مقاومت ذینفعان کنار گذاشته شده و گزینههای کوتاهمدتِ تداوم رانتپراکنی و تأمین مالی پولی برگزیده شدهاند. این فرایند تدریجی، اقتصاد ایران را در یک «تعادل نهادی ناکارا» قفل کرده است.
....










