مقدمه: بستر تاریخی یک ضرورت ملی
اوایل قرن چهاردهم خورشیدی، ایران در وضعیتی پارادوکسیکال به سر میبرد. از یک سو، ایدههای ناسیونالیستی و باور به “دولت-ملت” در میان روشنفکران و سیاستمداران نسل جدید در حال شکلگیری بود (آبراهامیان، ۱۳۷۸: ۸۹) و از سوی دیگر، ساختار اقتصادی کشور همچنان در سیطره کامل منافع خارجی قرار داشت. در این بستر تاریخی، تأسیس یک “بانک ملی” به ضرورتی چندبعدی تبدیل شد که تنها با فهم عمیق آرمانهای ناسیونالیستی آن دوره قابلدرک است.
ضرورتهای سهگانه تأسیس بانک سپه
ضرورت اقتصادی: شکستن انحصار بانک شاهنشاهی
بانک شاهنشاهی ایران که با امتیازنامه ۱۲۶۸ ه.ق تأسیس شده بود، به “دولتی در سایه” تبدیل شده بود. این بانک نهتنها انحصار نشر اسکناس را در اختیار داشت، بلکه “کلیه مبادلات ارزی، اعتبارات بازرگانی و حتی ذخایر طلای کشور را کنترل میکرد” (کاتوزیان، ۱۳۷۲: ۱۵۲). وضعیت به حدی بحرانی بود که هرگونه توسعه اقتصادی بدون عبور از این انحصار، ناممکن به نظر میرسید.
ضرورت سیاسی: تحقق حاکمیت ملی
از دیدگاه ناسیونالیستهای ایرانی، وجود یک بانک خارجی که بر اقتصاد کشور حاکم است، توهینی به حاکمیت ملی محسوب میشد. سید حسن تقیزاده در خاطرات خود مینویسد: “وقتی بیگانگان پول ملت ما را کنترل میکنند، چگونه میتوانیم ادعای استقلال داشته باشیم؟” (تقیزاده، ۱۳۶۸: ۲۳۴). این احساس تحقیر ملی، محرک قدرتمندی برای ایجاد یک نهاد مالی مستقل بود.
ضرورت ایدئولوژیک: ساختن ایرانی نوین
ناسیونالیسم دوره رضاشاه، خواهان ساختن “ایرانی نوین” بر پایه الگوهای مدرن بود. از دیدگاه روشنفکرانی مانند فروغی، “یک کشور بدون سیستم بانکی مدرن، محکوم به عقبماندگی است” (مکی، ۱۳۷۴: ۲۳۱). بانک سپه، نه فقط یک مؤسسه مالی، بلکه نماد ورود ایران به دنیای مدرن محسوب میشد.
محمدعلی فروغی: تبلور ناسیونالیسم فرهنگی-اقتصادی
جهانبینی ناسیونالیستی فروغی
فروغی را باید یکی از برجستهترین نمایندگان ناسیونالیسم ایرانی دانست که “ترکیبی کمنظیر از سنتگرایی فرهنگی و مدرنیسم اقتصادی” را نمایندگی میکرد (همایون کاتوزیان، ۱۳۹۶: ۱۶۲). او که خود از خانوادهای ادیب و فرهنگدوست برخاسته بود، بهخوبی میدانست که استقلال فرهنگی بدون استقلال اقتصادی ناقص خواهد بود.
درک استراتژیک از روابط بینالملل
فروغی برخلاف بسیاری از ملیگرایان تندرو، به اهمیت دیپلماسی و راهحلهای مسالمتآمیز واقف بود. او معتقد بود: “ما باید با هوشمندی، قیدوبندهای استعماری را پاره کنیم، نه با خشونت” (اسناد منتشرشده وزارت امور خارجه، ۱۳۰۳). این نگاه ظریف، مسیر حرکت او را در پروژه بانک سپه مشخص کرد.
چالشهای پیشِ رو: دیوارهای بلند در مسیر استقلال
چالش حقوقی: ترفندهای قانونی بانک شاهنشاهی
بانک شاهنشاهی با استخدام بهترین حقوقدانان خارجی، پیوسته سعی میکرد با تفسیرهای گسترده از امتیازنامه خود، هرگونه حرکت رقابتی را خنثی کند. آنها حتی “حق انحصاری خود را به کلیه فعالیتهای شبهبانکی نیز تسری میدادند” (Bast, 2009: 751).
چالش فنی: فقدان نیروی انسانی متخصص
ایران فاقد کارشناسان بانکی آموزشدیده بود. اولین مدیران بانک سپه را باید از میان صرافان سنتی و معدود تحصیلکردگان خارج گزینش میکردند. “حتی یک نفر هم در کل ایران وجود نداشت که تجربه مدیریت یک بانک مدرن را داشته باشد” (عاقلی، ۱۳۷۶: ۱۹۲).
چالش فرهنگی: بیاعتمادی عمومی
مردم ایران که سالها شورشهای مالی و ورشکستگی دولتها را دیده بودند، به هر نهاد دولتی با شک مینگریستند. “سپردن پول به بانک دولتی، برای بسیاری شبیه قمار با دارایی خانواده بود” (متینی، ۱۳۵۶: ۶۷).
چالش بینالمللی: کارشکنیهای دیپلماتیک
دولت بریتانیا از طریق نمایندگان خود در تهران، پیوسته بر دولت ایران فشار میآورد که از “تخلف از تعهدات بینالمللی” خودداری کند (محمود، ۱۳۷۲: ۱۶۰).
راهبرد فروغی: ناسیونالیسم هوشمند بهجای تقابل جاهلانه
راهحل حقوقی مبتکرانه
فروغی بهجای تقابل مستقیم که محکوم به شکست بود، از یک راهحل ظریف حقوقی استفاده کرد. خرید بانک پهلویِ قشون – یک بنگاه از پیش موجود – از طریق یک واسطه سوئدی، “نمونهای درخشان از کاربرد هوش در برابر زور بود” (همایون کاتوزیان، ۱۳۹۶: ۱۶۸).
جلب اعتماد تدریجی
فروغی با جلب حمایت بازرگانان بزرگ و اعیان متمول، حلقهای از اعتماد حول بانک ایجاد کرد. او شخصاً با بسیاری از این افراد ملاقات کرد و “ضمن تشریح اهداف ملی پروژه، تضمینهای لازم را ارائه میداد” (اسناد آرشیو بانک سپه، شماره ۱۲۴-۱۳۰۴).
استفاده از نمادگرایی ملی
انتخاب نام “سپه” که هم اشاره به سپاه داشت و هم به “سپهر” و گستردگی، حرکتی حسابشده برای ایجاد پیوند عاطفی با مردم بود. این نامگذاری “بازتابی از ادبیات ناسیونالیستی آن دوره بود که بر وحدت نظامی-ملی تأکید داشت” (آجودانی، ۱۳۸۲: ۲۴۵).
پیامدها و دستاوردها: تولد یک نماد ملی
دستاورد نمادین
بانک سپه بهسرعت به نمادی از استقلال اقتصادی تبدیل شد. باز کردن اولین حساب در این بانک، برای بسیاری “بیانیهای سیاسی در حمایت از پروژه ملی” محسوب میشد (روزنامه اطلاعات، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۰۴).
دستاورد عملی
ظرف کمتر از دو سال، بانک سپه توانست “سهم قابلتوجهی از بازار پولی ایران را از آن خود کند” (Abrahamian, 2008:72). این موفقیت، راه را برای تأسیس دیگر بانکهای ایرانی هموار کرد.
تقویت گفتمان ناسیونالیستی
موفقیت بانک سپه به تقویت این باور در میان ایرانیان کمک کرد که “ما میتوانیم” و این شاید بزرگترین دستاورد این پروژه بود.
نتیجهگیری: ناسیونالیسمی که بانک ساخت
تأسیس بانک سپه را باید یکی از موفقترین پروژههای ناسیونالیسم ایرانی در دوره مدرن دانست. این موفقیت مرهون چند عامل کلیدی بود:
نخست، درک درست از ضرورتهای چندبعدی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی؛
دوم، رهبری هوشمندانه محمدعلی فروغی که ناسیونالیسم را با واقعبینی و عملگرایی درآمیخت؛
سوم، انتخاب راهبردهای غیرمستقیم و هوشمندانه برای عبور از موانع عظیم.
بانک سپه ثابت کرد که ناسیونالیسم زمانی موفق است که بتواند آرمانهای بزرگ را با راهحلهای عملی پیوند زند. این میراث فروغی و همعصرانش- ترکیب عشق به میهن با خرد عملی- هنوز هم میتواند الهامبخش نسلهای بعدی باشد.
شاید این مطالب نیز برای شما مفید باشد:
پیدایش نخستین بانکها در ایران
تاریخ تحول صرافی در ایران: از بازار قاجار تا سایه بانکها








