به گزارش خبرنگار ایبنا، نسبت پول به شبهپول که در پایان سال ۱۴۰۰ حدود ۲۵.۷ درصد بود، در سال ۱۴۰۱ به ۳۴.۶ درصد افزایش یافت و پس از آن نیز در محدودهای نزدیک به ۳۵ درصد باقی ماند.
این نسبت در پایان سال ۱۴۰۲ حدود ۳۲.۱ درصد، در سال ۱۴۰۳ نزدیک به ۳۴.۹ درصد و در پایان سال ۱۴۰۴ حدود ۳۴.۵ درصد ثبت شده است. آخرین داده موجود نیز نشان میدهد این شاخص در اردیبهشت ۱۴۰۵ به حدود ۳۴.۸ درصد رسیده است.
این ارقام از یک روند صعودی پیوسته حکایت نمیکند، اما نشان میدهد پس از جهش سال ۱۴۰۱، سهم منابع کاملاً نقدشونده در سطحی بالا تثبیت شده است.

پول و شبهپول چه تفاوتی دارند؟
در ادبیات پولی، «پول» شامل اسکناس و مسکوک در دست مردم و سپردههای دیداری است؛ منابعی که صاحب آنها میتواند تقریباً بدون محدودیت و در هر لحظه خرج یا منتقل کند.
در مقابل، «شبهپول» شامل سپردههایی است که نقدشوندگی کمتری دارند؛ مانند سپردههای پسانداز و مدتدار. این منابع معمولاً سود دریافت میکنند، اما دسترسی فوری به آنها ممکن است با محدودیت یا کاهش سود همراه باشد.
هرچه نسبت پول به شبهپول افزایش یابد، بخش بزرگتری از نقدینگی در قالب منابع آماده پرداخت و انتقال نگهداری میشود. این وضعیت لزوماً به معنای خروج پول از بانک نیست؛ سپرده دیداری نیز همچنان در ترازنامه بانک قرار دارد. تفاوت در این است که ماندگاری این منابع کمتر است و صاحب حساب میتواند در زمانی کوتاه آنها را جابهجا کند.
رشد پول از شبهپول جلو افتاد
آمارهای نقطهبهنقطه اردیبهشت ۱۴۰۵ نیز از افزایش سرعت رشد بخش نقدشونده نقدینگی حکایت دارد. در این مقطع، حجم پول نسبت به ماه مشابه سال قبل حدود ۶۶.۸ درصد افزایش یافته است.
در همین مدت، رشد شبهپول حدود ۵۱.۹ درصد و رشد کل نقدینگی ۵۵.۵ درصد بوده است. بنابراین، پول با سرعتی بیشتر از شبهپول و کل نقدینگی رشد کرده است.

این تفاوت از نظر سیاست پولی اهمیت دارد. رشد بالاتر پول میتواند نشان دهد بخشی از منابع اقتصادی در حسابهایی نگهداری میشود که آمادگی بیشتری برای خرج شدن یا انتقال به بازارهای مختلف دارد.
البته از این آمار بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که پول بهطور قطعی به بازار ارز، طلا، مسکن یا بورس وارد خواهد شد. مقصد منابع به عواملی مانند انتظارات تورمی، اخبار سیاسی، نرخ ارز، بازده بازارها و تصمیم صاحبان پول بستگی دارد. اما هرچه سهم منابع نقدشونده بیشتر باشد، امکان واکنش سریعتر آنها نیز افزایش مییابد.
رشد سریع حسابهای کوتاهمدت
ترکیب سپردههای بانکی نیز تصویری مشابه ارائه میدهد. در سال ۱۴۰۴، رشد سپردههای کوتاهمدت به حدود ۶۲.۱ درصد رسیده است. سپردههای جاری نیز در همین سال حدود ۵۱.۴ درصد رشد کردهاند.
در مقابل، سپردههای بلندمدت با وجود رشد قابل توجه ۴۵.۸ درصدی، سرعت کمتری نسبت به دو گروه دیگر داشتهاند. این دادهها نشان نمیدهد که همه منابع از حسابهای بلندمدت خارج و مستقیماً به سپردههای کوتاهمدت منتقل شدهاند. رشد موجودی هر گروه میتواند تحت تأثیر افزایش کل نقدینگی، درآمدها، خلق اعتبار و سایر عوامل باشد. با این حال، رشد بیشتر سپردههای جاری و کوتاهمدت با این برداشت سازگار است که سپردهگذاران به حفظ دسترسی سریع به منابع خود اهمیت بیشتری میدهند.
خطر حرکت سریع نقدینگی
در شرایط عادی، نقدشوندگی بیشتر میتواند به تسهیل مبادلات و فعالیت اقتصادی کمک کند. اما در فضای تورمی و پرنوسان، بالا بودن سهم پول میتواند سرعت انتقال شوکها به بازارها را افزایش دهد.
اگر خبر یا انتظاری باعث افزایش تقاضا برای یک دارایی شود، منابع موجود در حسابهای جاری و کوتاهمدت سریعتر از سپردههای بلندمدت به آن بازار منتقل میشوند. همین سرعت جابهجایی میتواند نوسان قیمتها را تشدید کند.
از این منظر، سیاستگذار فقط با حجم کل نقدینگی روبهرو نیست؛ ترکیب نقدینگی نیز اهمیت دارد. دو اقتصاد با حجم نقدینگی یکسان، اگر ترکیب متفاوتی از پول و شبهپول داشته باشند، ممکن است در برابر شوکهای اقتصادی رفتار متفاوتی نشان دهند.
چرا مردم پول خود را در دسترس نگه میدارند؟
یکی از توضیحات محتمل برای افزایش ترجیح نقدشوندگی، فاصله نرخ سود بانکی با تورم است. زمانی که بازده واقعی سپردههای مدتدار منفی باشد، سپردهگذار انگیزه کمتری برای محدود کردن دسترسی خود به پول دارد.
اگر صاحب منابع تصور کند نرخ ارز، طلا یا سایر داراییها ممکن است در آینده نزدیک افزایش یابد، ترجیح میدهد پول را در حسابی نگه دارد که بتواند سریعاً از آن استفاده کند.
آیا افزایش نرخ سود میتواند ماندگاری پول را بیشتر کند؟
یکی از ابزارهای سیاستگذار برای کاهش ترجیح نقدشوندگی، افزایش جذابیت سپردههای مدتدار است. اگر تفاوت بازده میان حساب کوتاهمدت و بلندمدت بهاندازه کافی زیاد باشد، بخشی از سپردهگذاران ممکن است منابع خود را برای مدت طولانیتری در بانک نگه دارند.
این سیاست میتواند پایداری منابع بانکها را افزایش دهد و از آمادگی فوری بخشی از نقدینگی برای ورود به بازارهای سفتهبازانه بکاهد.
اما موفقیت آن به چند شرط وابسته است. نخست اینکه نرخ سود سپرده بلندمدت باید در مقایسه با تورم و بازده مورد انتظار سایر بازارها جذاب باشد. دوم اینکه سپردهگذار به ثبات اقتصاد و سیاستهای پولی اعتماد داشته باشد. سوم اینکه بانکها توان پرداخت پایدار سودهای بالاتر را داشته باشند.
اگر نرخ سود بدون اصلاح ناترازی بانکها افزایش یابد، ممکن است رقابت ناسالمی برای جذب سپرده شکل گیرد. در مقابل، اگر افزایش نرخ سود بسیار محدود باشد و همچنان فاصله زیادی با تورم داشته باشد، احتمالاً رفتار صاحبان منابع را بهطور محسوسی تغییر نخواهد داد.
دادههای سالهای اخیر نشان میدهد نسبت پول به شبهپول پس از افزایش قابل توجه، نزدیک ۳۵ درصد باقی مانده و رشد پول نیز از شبهپول جلو افتاده است. این شرایط به معنای خروج قطعی منابع از بانکها نیست، اما نشان میدهد بخش بزرگتری از نقدینگی در قالبی نگهداری میشود که آمادگی بیشتری برای حرکت دارد.
بنابراین، مهار نقدینگی فقط به کنترل حجم آن محدود نمیشود. سیاست پولی باید بتواند ماندگاری منابع را افزایش دهد، سپردهگذاری مدتدار را جذابتر کند و همزمان نااطمینانی و انتظارات تورمی را کاهش دهد. در غیر این صورت، پول ممکن است در شبکه بانکی باقی بماند، اما همچنان در حالت انتظار برای حرکت به سمت بازارهای دیگر باشد.





